حسن بن محمد بن حسن قمى ( مترجم : قمي )

40

تاريخ قم ( فارسي )

آيند پس وُلات در ابتداى تكوير قم بدين سبب در ناحيت جانب كميدان فرود مىآمدند در سرايى كه معروفست بولد يزدانفاذار ، و پس از آن بمزدجان در سرايى كه معروفست بشاهجان پس از آن بكميدان در سرايى كه معروفست بشعيب بن عبد الله اشعرى ، و از جايى ديگر كه فرا پيش ناحيت جمكران است در سرايى كه معروفست قديما بسراى مؤبدان پس از آن بقريهء ويدستان و روايتست كه بعضى از وُلات قم ببراوستان نزول كردند پس از آن در شهر آمدند و منازل ايشان سراهاى فرزندان حمزة بن اليسع بن عبد الله اشعرى بود از سراى ابى ورقا و سراى طاهر بن ابى طاهر و سراى علويه بن حسن خزرج و سراى ابى القاسم بن ابى الصديم و سراى حسن بن على بن آدم و سراى محمد بن احمد بن على بن آدم ملقّب بهنجيل و سراى عبد الله بن آدم كه اليوم معروفست بمحمد بن حسن قمّى كاتب ملقّب بزمرويه و سراى سهل بن على بن سهل و كوشك او بر كنار رودخانه و كوشك مزاحم بر سر باغات و جوسق طلحى كه آنجاست مضى هذا ، اوّل محبس و زندانى كه بقم بوده است حجرهء بوده از سراى يزد كه آن ديوان بوده در آن گشاده كردند با كوچهء كه نزديكست بدر درب اللَّجامين پس از آن آن را باطل گردانيدند و هم آنجا كه سراهاى وُلات و حكّام بودند زندان كردند و هر جاى كه وُلات فرود مىآمدند بقرب ايشان زندان خانهء پيدا ميكردند ، و از بعضى از مشايخ كه بقم بودند به من رسيد كه عرب كه بقم بودند وُلات را منع ميكردند كه در شهر نزول كنند تا نباشد كه با ايشان اختلاط كنند و بر نفع و ضرّ ايشان واقف شوند و اموال ايشان مشاهده كنند و زنان و كنيزكان و خدمتكاران ايشان را به بينند و همچنين حيوانات و مرغان شكارى و اسلحه از شمشير و تيغ و غير آن ببينند و بر حال ايشان واقف و مطلَّع گردند و همچنين بعضى از مشايخ روايت كنند از بعضى وُلات قم كه گفتند كه ما مدّت چندين سال بقم والى و عامل بوديم ما هيچ زنى از زنان عرب نديديم و نظر ما بر هيچ زنى نيامد ، فصل پنجم از باب اوّل در ذكر كاريزها و جويها و رودخانه ها و آسياها كه بقم بوده‌اند و ذكر مقاسم [ 1 ] آبهاى آن و عدد مستقهاى آن ، روايت كرده‌اند اهل قم كه در ايّام عجم بقم

--> [ 1 ] - در اصل مقاست ،